یلدا مبارک
شبی درکهکشان راه شیری
هدهدی گشاده بال
انارهمان یاقوت سرخ خندان درانتظاراست
وهندوانه که سرمارامی سراید
ویلداکه گیسوی سرخ هندوانه رارج می زند
وزمستان باچکمه های پشمی اش ،باکت وکلاه نقره ای خود بردرپاییزمی کوبد
وپاییزباسلام زمستان خندان، بادست کشیدن به گیسوان درخت
آخرین تارگیسوی طلایی رامی چیند
وپاییزرفتن وآمدن راازبرشده است
پاییزتارگیسوی طلایی راازدرخت به یادگارمی گیرد
اوگیسوی طلایی راخورشیدخاطرات میداند
پاییزقول می دهدتابرگ ریز دیگربه قولش و فاکند
وسرمادرختان رابه سفیدبختی قندیل هادعوت میکند
سرماباالماس های شیشه ای / باخیمه های بلورزمستان راجارمی زند
که درآغوش فصل هابیتوته کرده است
ویلداباقصه های شیرین مادربزرگ کناربخاری
باقرآن/بافال حافظ/باکدوی حلوایی/باماهی/که یاقوت سرخ دریای آنست
برگونه های مادربزرگ بوسه میزند
ومادربزرگ طنین یادش بخیرراسرمیدهد
تقدیم شماخواهران وبرادران بزرگوارم